تبليغاتX
من عریان
بدون شرح

جالبه. یه جور رابطه ی عکس هست بین نیاز من به آدمها و حضورشون دور و برم. یا از این ور بوم میوفتیم یا از اون ور.

شده حکایت جن و بسم الله

نوشته شده توسط من در ساعت 23:44 | لینک  | 

یعنی واقعا فکر می کنی که من آدمی هستم که کوتاه بیام؟!!!!!

قدیما باهوش تر از اینا بودی ;)

نوشته شده توسط من در ساعت 22:35 | لینک  | 

خدایا این اصلا منصفانه نیست که تو هر غلطی بخوای می کنی و هی زندگی ما رو به گند می کشی، بعدش ما حق اعتراضم نداشته باشیم :|
نوشته شده توسط من در ساعت 20:53 | لینک  | 

دیگه داره حالم از این بلاگایی که روشنفکرانه می نویسن به هم میخوره. اگه آدم خوش باشه یعنی میمیره؟


نوشته شده توسط من در ساعت 21:12 | لینک  | 

خدایا غیر تو کی رو دارم؟ تو لحظه های سختی کمکم کن. مثلا الان!

نوشته شده توسط من در ساعت 1:32 | لینک  | 

خدا رو چه دیدی، شاید.....


نوشته شده توسط من در ساعت 14:48 | لینک  | 

اگر نمی رسد به کعبه دستم، مُحرم بیتُ الحرم تو هستم

نوشته شده توسط من در ساعت 9:54 | لینک  | 

از صمیم قلب به خاطر اتفاقایی که افتاده متأسفم.

نوشته شده توسط من در ساعت 22:13 | لینک  | 

وقتی این طوری نیگام میکنن دست و پامو حسابی گم می کنم. خیلی زوده واسه من آخه!

------------

پی نوشت: نبش قبر کردن اونم در مورد این موضوع، واقعا محلی از اعراب نداره! پس لطفا به هرچی که بهش معتقدی بس کن!

نوشته شده توسط من در ساعت 21:29 | لینک  | 

یعنی وقتی می خواد که بری، در و تخته و آسمون و زمین رو یه جوری به هم می دوزه که بری! دمت گرم. بوس


جایزه ی خیلی شیرینیه!

------------------

پی نوشت: راستی کلک نگفته بودی نت هم هست اون طرفا! کامنتمم که خوندی. چشمک

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

نوشته شده توسط من در ساعت 21:27 | لینک  |