دوشنبه هجدهم آبان 1388
اینجاست که شاعر میگه: "عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز"!
نوشته شده توسط من در ساعت 18:31 | لینک
|
یکشنبه دهم آبان 1388
خداوندا، بی زحمت ما را به راه راست کج کن!
نوشته شده توسط من در ساعت 21:57 | لینک
|
شنبه نهم آبان 1388
حوصله ی متن خوب نوشتن یا چیزی جز ... شعر نوشتن ندارم. تو شرایطش نیستم. همین مزخرفیات فعلا آرامش و خوشحالی بیشتری برام میاره!
پس لطفا دهنتو ببند و انتقاد نکن!
نوشته شده توسط من در ساعت 14:48 | لینک
|
پنجشنبه هفتم آبان 1388
فک می کنم بالاخره تسلیم شدم. حس یه شکست خورده رو دارم. حس این که رسیدم به ته خط.
بازی داره تموم میشه کم کم.
داور وایساده داره میشمره 10-9-8-7-.... .
یکم دیگه صبر کنی داور دستتو میگیره بالا.
تو با لیخند پیروزمندانه به من داغون روی زمین نگاه میکنی!
عجب صحنه ی دراماتیکی :دی
نوشته شده توسط من در ساعت 23:39 | لینک
|
یکشنبه سوم آبان 1388
اصن اصنشم به جهنم درک راه راه ِ اه لا مصب
نوشته شده توسط من در ساعت 21:43 | لینک
|
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
حافظه کوتاه مدتم کاملا از کار افتاده، جوری که رسما 30 ثانیه قبل رو یادم نمیاد+دلشوره زیاد. شدم عین روز قبل کنکور.
ولی کلی به خودم میخنددم وقتی که یادم میره چیزیو :دی
کمدیِ موقعیتِ ناب شدم، یه چیزی تو مایه های بی پولی :دی
-----------
پی نوشت: من بهرام رادانشما :دی :))
پیوست: کوته نوشت =))
نوشته شده توسط من در ساعت 21:38 | لینک
|
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388
خدایا چقدر آدم کثیف زیاد شده. حس بغض دارم. حس تنهایی. حس اینکه دلم می خواد تو بغلت باشم و تو با دستای بزرگت هرکیو که می خواد بیاد طرفم و آدم چرتیه رو پس بزنی. خدایا بیا و من رو بغل کن این دفعه رو. مرام بزار پلیز!
نوشته شده توسط من در ساعت 20:32 | لینک
|
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388
از آدمایی که چشم ندارن شادی و آرامش دیگران رو ببینن حالم بهم می خوره. تهوع روتون
نوشته شده توسط من در ساعت 20:58 | لینک
|
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388
یه ضرب المثل چینی میگه بعد هر خشکسالی حتما بارون میاد
نظر تو چیه؟
من میگم امید چیز خوبیه کلا :دی
نوشته شده توسط من در ساعت 10:0 | لینک
|
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388
من و کلی آدم باهم رفتند پارک چیتگر و کلی استپ هوایی بازی کردند و ملت کلی به این سرخوش بودن این جمع خندیدند و کلی هم دلشان باز شد و روحیه گرفتند و دیگر این که من خودش را خفه کرد انقدر بدمینتون بازی کرد و بقیه را هم همچنین! از بس گفت یکی بیاد باهام بازی کنه، لطفا! :دی
نوشته شده توسط من در ساعت 15:42 | لینک
|
