تبليغاتX
من عریان
بدون شرح

اینجاست که شاعر میگه: "عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز"!

نوشته شده توسط من در ساعت 18:31 | لینک  | 

خداوندا، بی زحمت ما را به راه راست کج کن!

نوشته شده توسط من در ساعت 21:57 | لینک  | 

حوصله ی متن خوب نوشتن یا چیزی جز ... شعر نوشتن ندارم. تو شرایطش نیستم. همین مزخرفیات فعلا آرامش و خوشحالی بیشتری برام میاره!

پس لطفا دهنتو ببند و انتقاد نکن!

نوشته شده توسط من در ساعت 14:48 | لینک  | 

فک می کنم بالاخره تسلیم شدم. حس یه شکست خورده رو دارم. حس این که رسیدم به ته خط.

بازی داره تموم میشه کم کم.

داور وایساده داره میشمره 10-9-8-7-.... .

یکم دیگه صبر کنی داور دستتو میگیره بالا.

تو با لیخند پیروزمندانه به من داغون روی زمین نگاه میکنی!

عجب صحنه ی دراماتیکی :دی

نوشته شده توسط من در ساعت 23:39 | لینک  | 

اصن اصنشم به جهنم درک راه راه ِ اه لا مصب

نوشته شده توسط من در ساعت 21:43 | لینک  | 

حافظه کوتاه مدتم کاملا از کار افتاده، جوری که رسما 30 ثانیه قبل رو یادم نمیاد+دلشوره زیاد. شدم عین روز قبل کنکور.

ولی کلی به خودم میخنددم وقتی که یادم میره چیزیو :دی

کمدیِ موقعیتِ ناب شدم، یه چیزی تو مایه های بی پولی :دی

-----------

پی نوشت: من بهرام رادانشما :دی :))

پیوست: کوته نوشت =))

نوشته شده توسط من در ساعت 21:38 | لینک  | 

خدایا چقدر آدم کثیف زیاد شده. حس بغض دارم. حس تنهایی. حس اینکه دلم می خواد تو بغلت باشم و تو با دستای بزرگت هرکیو که می خواد بیاد طرفم و آدم چرتیه رو پس بزنی. خدایا بیا و من رو بغل کن این دفعه رو. مرام بزار پلیز!
نوشته شده توسط من در ساعت 20:32 | لینک  | 

از آدمایی که چشم ندارن شادی و آرامش دیگران رو ببینن حالم بهم می خوره. تهوع روتون
نوشته شده توسط من در ساعت 20:58 | لینک  | 

یه ضرب المثل چینی میگه بعد هر خشکسالی حتما بارون میاد

نظر تو چیه؟

 من میگم امید چیز خوبیه کلا :دی

نوشته شده توسط من در ساعت 10:0 | لینک  | 

من و کلی آدم باهم رفتند پارک چیتگر و کلی استپ هوایی بازی کردند و ملت کلی به این سرخوش بودن این جمع خندیدند و کلی هم دلشان باز شد و روحیه گرفتند و دیگر این که من خودش را خفه کرد انقدر بدمینتون بازی کرد و بقیه را هم همچنین! از بس گفت یکی بیاد باهام بازی کنه، لطفا! :دی

نوشته شده توسط من در ساعت 15:42 | لینک  |